اين هم غزل مرثیهی از ايشان كه بمناسبت فوت خانم خود چند روز قبل سرودهاند، پيشكش شما دوستداران شعر و ادب زبان پارسى:
مرثیهی برای همسر!رفتی ازین دیار و مرا واگذاشتیدر چهار موج غصه و غم جا گذاشتیای همنوا و همدم شب های تار منآخر مرا ز بهر چه تنها گذاشتی در خاک تیر روی نهان کرده ی مگردیدار را به وعده
مردم ولايات كابل، غور، فارياب، جوزجان، قندهار، بدخشان، هلمند و ... در درياى از خون شنا مى كنند! تنها راه حل تمام مشكلات و گرفتاریهاى افغانستان و رهایی از ترور و انفجار و انتحار و قتل و كشتار و جنایت و سرقت و اشغال؛ اين است كه تمام مردم، احزاب و گروهها، اقوام مختلف و شخصيتهاى ملى و دلسوز افغانستان،